روزنامه اصلاح طلب آرمان گفتگویی با فردی به نام «دیاکو حسینی» با مسئولیت مدیر برنامه مطالعات جهانی مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری با تیتر «برجام ضعیف هم مانع بازگشت پرونده ایران به شورای امنیت می شود» منتشر کرده است که شاید بتوان خلاصه این گفتگو را ایجاد ترس از رفتارهای تقابلی ایران و احتمال بدترشدن اوضاع در مقابل عهدشکنی طرف های غربی دانست. به فرض صحت نظرات این فرد معرفی شده به عنوان کارشناس مسائل بین المللی، به عبارت بهتر دولت مدعی آشنایی با فنون دیپلماسی و فهم زبان دنیا با نگاهی خوش بینانه به دشمنان کشور و البته رفتاری عجولانه، قرارداری را امضا کرد که در مقابل امتیازات نقد، وعده های نسیه دریافت کرد و به دلیل نقایص عدیده این قرارداد که در آن مقطع گوش شنوایی برایش وجود نداشت، کار را به جایی رساندند که نه راه پس دارند و نه پیش! البته که هیچ گاه راه بسته نبوده اما تا زمانی که مسئولان بخواهند بعد از گذشت چهار سال، به روزنههای نور دل خوش کنند و با صبوری خسارت زا، بخشش مهلتهای مختلف به طرف های مقابل، خواهش از آنها، ارسال پالسهای ضعف، ترس دروغین از سایه جنگ و همچنین وحشت از لولویی به نام شورای امنیت دنبال نقد کردن حقوق ایران باشند، قطعا طبق تجربه ثابت شده نتیجه ای در برنخواهد داشت.
نکته تلخ دیگر آن است که هنوز بسیاری از مسئولان امر قائل به تفاوت گذاری بین اوباما و ترامپ هستد و نمی خواهند خباثت های دوران اوباما را بازگو کنند. تلخ تر آنکه این افراد هنوز به کشورهای اروپایی عهدشکن و دروغگو نگاه مثبت دارند و به نوعی آنها را همراه محسوب می کنند!
حتی این روزها که کشور در میانه مبارزه بزرگ علیه ویروس کرونا است، بازهم نشانه های صریحی از تلاش مسئولان ارشد دولت با اهداف مذاکرهای و برجامی دیده می شود که در نوع خود جای تاسف دارد. گله گذاری رئیس جمهور از تحریم ها آمریکا در نامه به سران چند کشور و یا توئیت تاسف بار ظریف در بیان پایان منابع اقتصادی ایران(!) و اختلال در مبارزه با کووید 19 و یا یادداشت تلخ و عجیب حناچی، شهردار تهران در روزنامه گاردین از جمله این موارد است که عباس عبدی، تئوریسن اصلاح طلبان این موارد را ناشی از برنامه دولت برای استفاده از کرونا برای اهداف خاصی عنوان کرده بود که حتی طرف های واسطه قول هایی هم داده اند.
مطالبه مردم از مسئولان در مرحله اول، پذیرش مسئولیت، پرهیز از فرافکنی و عذرخواهی از وعده های پرسروصدا و البته پوچ مطرح شده در بازه زمانی ایجاد توافق برجام است. دومین درخواست آن است که دولتمردان با رفتارهای ناصحیح خود، اوضاع را بیش از این خراب نکنند.
بخش های مهم این گفتگو را در ادامه خواهید خواند:
*از آنجا که دولت آمریکا یک دولت بسیار بیتعهد نسبت به اخلاق و قدرت نرم آمریکا بوده و اهمیتی به از بین رفتن اعتبار آمریکا در مجامع بینالمللی نمیدهد، من فکر نمیکنم این تلاشها بتواند تغییری جدی در مساله تحریمها ایجاد کند. با این حال مهم است به این مساله توجه شود که این تلاشها بار دیگر دولت آمریکا را در یک فشار اخلاقی قرار داده و ثابت کرده که واشنگتن اهمیتی برای ارزشهای حقوق بشری قائل نیست. از طرفی گشایشهایی هر چند کوچک حاصل شده و ایران توانسته به برخی منابع فریز شده خود در برخی کشورها دسترسی پیدا کند، اما فکر نمیکنم که نتایج به دست آمده از این سطح فراتر رود و تغییر محسوسی در سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران ایجاد کند.
*ظهور ترامپ مساوی با پایان اخلاق سیاسی و مسائل حقوق بشری بود. ترامپ با چهرهای متزلزل و خاص که پایبند به هیچقاعده و قراردادی نیست این روزها به مظهر بداخلاقی سیاسی در جهان تبدیل شده است هرچند برای او و طرفدارانش مهم نیست اما برجستهسازی بحث تحریمها در جامعه جهانی با محوریت تحریمهای آمریکا علیه ایران این فرصت را به وجود آورده تا نه تنها رقبای انتخاباتی جمهوری خواهان و ترامپ که کشورهایی نظیر چین و روسیه نیز خواهان ایجاد تغییرات و اِعمالِ تخفیفهایی در این زمینه شدهاند. بهطور قطع کمپین دموکراتها تابعی از فشار از پایین به کاخ سفیدنشینان محسوب خواهد شد هرچند این کمپین نتواند به نتیجهای دلخواه در جهان و جامعه بینالملل تبدیل شود.
*اینکه توقع داشته باشیم کلیه تحریمها لغو شوند و ما به وضعیت بیتحریمی برسیم، ناممکن است، اما آنچه ممکن بهنظر میرسد، این است که به واسطه فضاسازیها و تبلیغاتی که برای کاستن تحریمها صورت گرفت، فشار بر آمریکا به قدری زیاد شود که مقداری از سختگیریهای اجرای تحریم را کمتر کند.
*طرف اروپایی امیدوار بود که تا نوامبر 2020 یعنی زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برجام زنده بماند و بعد با حصول تغییر در واشنگتن شرایط متحول شود. در ایران اما دلبستگی و امیدواری نسبت به انتخابات آمریکا و تحولاتی از این دست وجود ندارد، بلکه ایران بهطور کلی معتقد است تعهدی از سوی دو طرف داده شده است و فارغ از موضوع آمریکا که از برجام خارج شده و نباید امید داشت به این توافق برگردد، سایر طرفها باید به همه تعهدات خود عمل کنند و اگر این اتفاق بیفتد تهران نیز آماده اجرای تعهدات خود است. بهطور خلاصه اگر بخواهم بگویم، در رابطه با ایران انگیزه انتخاباتی وجود ندارد و تهران چشم به انتخابات آمریکا ندوخته تا سیاستهای خود را با آن هماهنگ کند. ایران نفس این توافق و تایید آن از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد را قبول دارد و به همین دلیل از اراده کافی برای زنده نگه داشتن برجام برخوردار است. طرف اروپایی اما انتخابات آمریکا و احتمال چرخش قدرت درآمریکا را انگیزهای جدی میداند و امید دارد با شکست ترامپ در انتخابات، نه تنها موضوع توافق هستهای با ایران بلکه بسیاری دیگر از موضوعات که مورد اختلاف آمریکا و اروپاست، حل و فصل شوند. به دلایلی که ذکر شد معتقدم احتمال زنده ماندن برجام تا انتخابات نوامبر وجود دارد.

*باید توجه کرد که وقتی از زنده ماندن و ادامه حیات برجام سخن میگوییم چند حالت مختلف به ذهن میآید و تنها یک حالت وجود ندارد. ما در ابتدا اجرای همه جانبه و ایدهآل برجام را داشتیم که با خروج آمریکا شرایط تغییر کرد. در وضعیت فعلی روح برجام از بین رفته و تنها جسمی از توافق باقی مانده است.
*شرایطی که جهان امروز از نظر سیاسی تجربه میکند، اگر چه ذات اینگونه اقدامات تقابلی باید بخشی از حقوق ایران تلقی شود و مشکل خاصی در اصل حرف وجود ندارد، اما زمانبندی آن کاملا اشتباه است. در شرایط کنونی اقدام به رفتارهایی نظیر قطع یا کاهش همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی کاملا به زیان ما خواهد بود؛ چراکه سبب میشود تلاشهای آمریکا برای کشاندن دیگر اعضای برجام نظیر چین، روسیه و کشورهای اروپایی جواب بده و ایران به سوی منزوی شدن در عرصه بینالمللی حرکت کند.
*حتما اگر پرونده جمهوری اسلامی ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع شود، وضعیت به مراتب بدتر خواهد شد. در حال حاضر کشورهای اروپایی، چین و روسیه این اراده را دارند که توافق هستهای زنده بماند. به رغم وجود ان اراده و بروز و ظهور آن در عرصه سیاسی وضعیت چنین است. تصور کنید اگر این اراده وجود نداشت و دیگر کشورهای عضو برجام در مسیر اعمال «فشار حداکثری» بر ایران با ایالات متحده همراه میشدند، وضعیت به چه صورتی در میآمد. با ارجاع پرونده به شورای امنیت ایران دیگر برتری نسبتی خود در عرصه حقوقی و اخلاقی را از دست خواهد داد و فشارهای روانی، سیاسی و اقتصادی میتواند ضربات جبرانناپذیری به کشور وارد کند
منبع : جهان



